حسن سيد اشرفى

604

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

543 - به نظر مصنّف نظر حقّ در خصوص رابطهء طلب با اراده چيست ؟ ( فاعلم انّ . . . و الارادة ) ج : مىفرمايد : نظر حقّ چنان كه اهل حقّ برآن نظرند هماهنگ با معتزله و بر خلاف نظر اشاعره آن است كه طلب و اراده يكسان و متّحدند . 544 - اينكه اراده و طلب متّحد و يكسانند به چه معناست ؟ ( بمعنى انّ . . . الانشائيّة ) ج : مىفرمايد : اتّحاد و يكسانى طلب و اراده به اين معناست كه موضوع له اين دو لفظ يكى است . يعنى موضوع له طلب عبارت از شوق مؤكّد بوده و موضوع له اراده نيز شوق مؤكّد مىباشد . و در خارج هم هرچه معنا و مقصود از طلب باشد مثلا از « اطلب الماء » مقصود طلب حقيقى باشد مترادف آن يعنى اراده هم اراده حقيقى است و اگر از « طلب الماء » مقصود اراده انشايى باشد مترادفش يعنى اراده هم ارادهء انشائيه مىباشد . و طلبى كه با لفظ طلب انشاء شده و گفته شود : « اطلب الماء » يا با غير لفظ طلب مثلا با صيغه ، انشاء شده و گفته شود « جئنى بالماء » اين طلب انشائى عين اراده انشائى است . 545 - خلاصهء كلام مصنّف در رابطه با طلب و اراده چيست ؟ ( و بالجملة . . . من الامس ) ج : مىفرمايد : خلاصه آنكه طلب و اراده از نظر مفهوم و معنا يكى هستند . يعنى موضوع له طلب كه شوق مؤكّد بوده همين معنا نيز موضوع له اراده مىباشد . از نظر انشاء نيز يكى هستند . يعنى اگر طلب در جايى انشائى باشد اراده هم انشائى است و از نظر خارجى هم يكى هستند . يعنى در طلب حقيقى هر معنا و هر چيزى كه وجود خارجى در نفس داشته و قائم به آن باشد كه عبارت از شوق مؤكّد بوده همان معنا نيز وجود خارجى در نفس و قائم به نفس در اراده مىباشد . نه اينكه طلب انشايى كه گفتيم ؛ اطلاق طلب ، منصرف به آن بوده با اراده حقيقية كه اطلاق اراده منصرف به آن بوده يكى هستند . بلكه طلب انشايى عين اراده انشائى و طلب حقيقى عين اراده حقيقى است . زيرا بديهى و اظهر من الشمس بوده و از گذشته هم روشن مىباشد كه طلب انشائى با اراده حقيقى مغايرت دارد .